سفارش تبلیغ
بزرگترین تونل شهری
نشست اندیشه های راهبردی - نوشت گاه میم سین جانم فدای امام هادی
نوشت گاه میم سین

دیشب سومین نشست اندیشه های راهبردی را با موضوع «زن و خانواده» در خدمت رهبر انقلاب بودیم. بحث درباره محتوای جلسه را به مجالی دیگر می سپارم و اینجا به حاشیه هایی کاملا شخصی از جلسه بسنده می کنم:

* جلسه چهار ساعت طول کشید. منِ جوان هر سه چهار دقیقه یک بار باید این پا آن پا می شدم تا خسته نشوم و بدنم کرخ نشود. اما واقعا مرد می خواهد که چهار ساعت تمام، بدون حرکت جلو دوربین های فیلم برداری بنشیند، خوابش که نبرد هیچ، خمیاز هم نکشد؛ حتی احساس رنجش و خستگی هم در صورتش دیده نشود. کمر درد و پیری و خستگی کار به کنار!

* برای سخنرانی آخر چنین جلسه‌ی طولانی باید هنرمند بود تا حضار خسته نشوند، تازه به وجد هم بیایند. (1)
* دوستی می گفت، چهره‌ی رهبر با این چیزی که در رسانه ها می بینیم متفاوت است. آقا چیز دیگری است. حرف دوستم را رد نکردم. ولی همواره از خودم می پرسیدم با این همه امکانات تصویر برداری مجهز، چنین چیزی مگر می تواند درست باشد؟! لابد دوستم جَوگیر شده، دارد غلو می کند. دیشب که لحظه ای پس از اتمام نشست توانستم دست آقا را ببوسم و یکی دو جمله را با ایشان رد و بدل کنم، به گفته‌ی دوستم ایمان آوردم. آقا با آن چه در تصاویر دیده ام متفاوت است. نورانیت چهره‌ی ایشان به کنار!

* پنج دانگ حواسم به محتوای جلسه بود، ولی با همان یک دانگ باقی مانده، هر از گاهی به آقا خیره می شدم. فقط لحظاتی توانستم آنجور که می خوام نگاهش کنم. «النظر الی وجه العالِم عبادة»

* انتظار نداشتم که رهبر در حوزه زنان تخصصی صحبت کند؛ همین گونه هم شد. ولی دیدگاهها و راهکارهای کلانی که ایشان در مقام رهبری ارائه کردند، در خور ستایش بود. معلوم بود به این حوزه اشراف خوبی دارند. امیدوارم همانگونه که بیان داشتند، نشست جرقه ای برای جوشش و خروش علمی بیشتر در این زمینه باشد و اندیشمندان این حوزه‌ی تأثیرگذار، همّت فزون تری به خرج دهند.

* از قسمت تبادل نظر و گفتگوی جلسه اصلا خوشم نیامد. تبادل نظر و گفتگو یا باید جدی باشد و یا اصلا نباشد. این قسمت جلسه خیلی نمادین و سرد بود. هرچند بعضاً نکات خوبی هم گفته شد.

* در جلسه به‌مان چای ایرانی دادند. واقعا خوردن داشت. جالب اینجا بود که رسم این چایخوران مخلوطی از سبک ایرانی و عراقی بود. استکان های کمر باریک و قاشق های چایخوری در کنار آن، متأثر از سبک عراقی بود.(2) چای ایرانی و قندان و قند هم چایخوران به سبک ایرانی بود.


----------------
(1) ایشان در  مقام مقایسه‌ی زن و مرد در خانواده، مرد را به پوست بادام و زن را به مغز آن تشبیه کردند که در عین لطافت باعث خنده حضار شد. در جایی دیگر به مزاح، شوهر داری را به بچه داری تشبیه کردند و بیان داشتند که زحمت شوهرداری کمتر از زحمت بچه داری نیست که این هم فضای جلسه را تغییر داد.

(2) کلاس درس خارج یکی از علمای قم که می رفتیم، همیشه قبل و بعد از کلاس چای عراقی می خوردیم. عراقی ها رسم دارند چای را در استکان کمر باریک بخورند و بجای خوردن چای با قند، شکر در آن می ریزند و به اصطلاح، چای شیرین می خورند.



نویسنده : میم سین | نظر شما [ نظر]


لیست همه یادداشت های میم سین

جانم فدای امام هادی نقی
درمان بدفهمی در دیالوگهای مجازی
برای حمید رضا
یک زن پاک، یک دفاع سخت
آیا شما هم وقت کم می آورید؟
بحث خارج حجاب اجباری!
زن در اسلام، مسیحیت و یهودیت
زندگی خوب، طلاق خوب
امامان جماعت و دغدغه های حل نشده
دخترانه
زن نمونه
حاشیه های من در سومین نشست اندیشه های راهبردی
صدای نمازی شنیده ام که مپرس
اوجب واجبات
پردیسان، از روحیه ی برادری تا احتیاط در مرزهای خواهری
[همه عناوین(46)]