سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا
نوشت گاه میم سین

برای حمید رضا

دوشنبه 91 اردیبهشت 11 ساعت 11:49 صبح

اُهُی! اونی که با پراید شیشه دودی تو منطقه پردیسان قم زدی به یه بچه بی گناه و در رفتی! چی فکر کردی؟ اگه بتونی از دست قانون در بری، که بعید می دونم، با عذاب وجدانت چیکار میکنی؟ اصلا تونستی دیشب بخوابی؟ فکر نمیکنم! مگه اینکه گرگ درونت اینقدر بزرگ شده باشه که دیگه حرف آدمی زاد رو نفهمی!

بدون که دیروز یه خونواده رو عزادار کردی. اشک من سنگ دل رو هم در آوردی! حیف آدم که به تو بگن! برو بمیر از خجالت!

بابا، من عادت کرده بودم هر وقت بر می گشتم خونه، ورودی مجتمع «حمیدرضا» رو ببینم. همون بچه مدرسه ای لاغر عینکی! همونی که همیشه یه گلّه بچه دنبالش بود و با هم بازی می کردند. همونی که گاهی هم دعواش می کردم واسه شیطنت هاش. ولی چشمهای من به دیدن «حمیدرضا» عادت کرده بود. همونی که بهم قول داده بود دزد چراغ موتورم رو گیر بیاره و جایزه بگیره. اما توی حیوون نذاشتی. تو تمام یکصد و خورده ای واحد مسکونی مجتمع ما رو از دیدن حمیدرضا محروم کردی. روی سینه ی همه مون داغ چسبوندی! می فهمی چی میگم؟! نه نمیفهمی! اگه یه جُو می فهمیدی، اون بچه بیچاره رو که ده متر با ماشینت پرتش کردی و انداختیش تو جوب آب، لااقل میرسوندیش بیمارستان! شاید الآن باباش اینقدر غصه نمی خورد! بیچاره مادر مریضش!

بغض گلوم رو فشرده. اگه دست هر کدوممون بهت برسه خفه ت می کنیم! دعا کن قبل از ما به چنگ پلیس بیفتی نامرد نامسلمون!

اما شما، شما که شاید اشتباهی شایدم درست پاتون به این عزاخونه باز شد، همین جا واسه حمیدرضای ما یه فاتحه بخونید و از تهِ ته قلبتون از خدا برای پدر و مادرش طلب صبر کنید. امروز بعد از ظهر هم تشییع جنازه حمید رضاست. اگه تو منطقه پردیسان بودین بیایین. اگه هم نبودین، همون دعا و فاتحه فراموش نشه!

این پست عزا رو هم با دو آیه ای تموم می کنم که همیشه بهم روحیه میده: «فبشّر الصابرین الذین اذا اصابتهم مصیبة قالوا انّا لله و إنّا إلیه راجعون»، « .. و إنّا إلی ربّنا لمنقلبون»



  • کلمات کلیدی : شخصی
  • نویسنده : میم سین | نظر شما [ نظر]


    لیست همه یادداشت های میم سین

    تناقض رفتاری و اعتقادی داعش
    بررسی روایات بشارت خروج ماه صفر
    از بصیرت سیاسی تا بینش احساسی!
    انتخاب من
    صالح مقبول
    رابطه ی عدالت و پیشرفت، رویکردها و نقدها
    موعظه ای برای شیعیان
    ای دوست عزیزم!
    خشونت علیه زنان یا ستم علیه آنان
    کوه
    معلم باید شعور داشته باشد
    تجربهی فقهی ـ feqh experience
    روزی در قم، روزگاری برای من
    خودمان می بَریم
    اختلافات فرهنگی را جدّی بگیریم
    [همه عناوین(64)]